تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم
95
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )
مىخواستم پايينتر از ايشان بنشينم ، ابداً ممكن نبود ؛ ايشان بر مىخاستند و مىفرمودند : بنابراين ما بايد در درگاه بنشينم تا خارج از اتاق بنشينم . « 1 » علّامه طباطبائى و دلدادگى به قرآن و اهل بيت عليهم السلام مرحوم علّامه طباطبائى نسبت به امامان و خاندان پيامبر ، ارادت وشيدايى خاصّى داشت و هرگاه نام يكى از آن بزرگواران برده مىشد ، به شدت احترام مىكرد كه براى هربينندهاى آشكار بود . ايشان شأن و منزلت پيامبر و حضرت زهرا عليهما السلام را غير قابل ادراك مىدانست . در تابستانها همواره به زيارت حضرت رضا عليه السلام مىرفت و تمام تابستان را در مشهد مقدس ساكن مىشد و هر شب به حرم مطهّر مشرف مىگشت و اگر به ايشان پيشنهاد مىشد به جاى خوش آب و هواى مشهد ساكن شود و گاهى به زيارت حضرت مشرّف شود ، مىفرمود : ما از پناه امام هشتم عليه السلام جاى ديگر نمىرويم . وقتى كه به مشهد مشرف مىشد و به حرم مطّهر حضرت رضا عليه السلام مىآمد ، دستهاى لرزان خود را بر چارچوب در مىگذارد و بهگونهاى مىبوسيد كه نشان مىداد تمام وجودش به ساحت قدس آن حضرت ادب مىورزد . ادبى در حدّ عشق در تمامى اوقات زيارت و نمازش در حرم مطهر آن حضرت آشكاربود . به مجالس روضه و ذكر مصائب اهلبيت عليهم السلام علاقهء فراوان داشت و به شدّت مىگريستند . در قم هفتهاى يك بار يا بيشتر در حرم حضرت معصومه عليها السلام حضور پيدا مىكرد . علّامه به قرآن مجيد انس عجيبى داشت و استشهاد به آيات قرآنى در موارد گوناگون ، گوياى ميزان تسلّط ايشان بر معارف عميق قرآن بود . وقتى در تفسير قرآن ، به آيات رحمت و غضب مىرسيد ، منقلب مىشد و اشك از ديدگانش جارى مىشد . در يكى از روزهاى زمستانى كه با يكى از شاگردان خود ، تفسير مىخواند ، وقتى به مباحثى در توبه و رحمت وآمرزش گناهان رسيد ، با صداى بلند گريه كرد . هنگام غروب قرآن مىخواند و مىفرمود : « قرائت قرآن بر نور چشم مىافزايد ، چنان كه بصيرت دل را بيشتر مىكند » . درس و بحثش فقط در روز عاشورا به احترام امام حسين عليه السلام
--> ( 1 ) . همان ، ص 28 و 51